هر کسی با اولین پستش وارد دنیا وبلاگ شد هر کی بگه که چی شد که اینجوری شد ! بگیئ که ایا به جواب و یا حس و یا ... پست اولتون برخوردید؟
وبلاگ مثل دفترچه خاطرات هست...دفترچه خاطراتی که هر عابری از کنارش رد میشه بهش یه نگاهی میندازه و اونم یه ثبتی میکنه...اینشه که مرموزه جذابه و ...
این اولین پست من در بهمن 1387
این ترانه راجع به آدم هایی هست که با رفتن عزیزشون خودشون و بلکه راه زندگشون رو گم میکنن و از زندگی سیر میشن اما دوباره به خودشون میان تا سرنوشت تازه ای برای خودشون رقم بزنن.
این هم شعری از خودم به اسم (مرگ شکن)
سهم من از نور نقره ای مهتاب نمونده جز یک نگاه غم ناک
حالا از وقتی که تو رفتی شدم اسیرسراب عشق های نا پاک
حالا اشکام دونه دونه میریزن روی گونه نمیدونن سرنوشتشون مثل غروبه
حالا دور از نور مهتاب شدم اسیر دنیای بی پنجره نمیدونم راه بازگشت کدومه
اما
خط قرمز نمیکشم بر زندگی خود رد میشم از فصل مرگ خود
مدتی میرم تا بشم مرگ شکن خود
خواهم شنید از آینده که میسازم دوباره سرنوشت خود
_____________
راستی ما یک کارخانه ساخت و تولید کیک ساده داریم با برند آرموتلی.
در خدمت هستیم .